تبلیغات
.::فوزالعظیم::. - آخرین نبرد؛ صهیونیزم و تشیّع(پست برتر)
.::فوزالعظیم::.
از دل به دفتر از دفتر به دلها
.:فوزالعظیم:.

مرتبه
تاریخ : شنبه 3 فروردین 1392

بسم الله الرحمن الرحیم



«تشیع پرنده‌ای است که افق پروازش بسیار بالاتر از تیرهای ماست. پرنده‌ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ. بال سبز این پرنده؛ مهدویّت و عدالت خواهی است و بال سرخ آن؛ شهادت‌طلبی است که ریشه در کربلا داشته و اسلام را فنا ناپذیر کرده است. عاشورا و حماسه پر شکوه آن پدیده‌ای است که همواره رمز و راز نیروی پنهان و آشکار مسلمانان و آزادیخواهان بوده است. قدرت این رمز و راز آن چنان است که دشمنانش را همواره در حیرت و شگفتی و سر در گمی فرو برده است. اسلام در انتظار عدالت به سر می برد و امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است. نمی توانید انسانی را تسخیر کنید که مدعی است کسی می آید که در اوج ظلم و جور، جهان را پر از عدل و داد کند... شیعه با شهادت دو چندان می شود. شیعه عنصری است که هر چه آن را از بین ببرید، بیشتر می شود ».



«کنگرۀ جهانیِ صهیونیزم» که هر پنج سال یک بار تشکیل می گردد در سال 2000 به بررسی و تحلیل مذهب تشیع پرداخت و نتیجه گرفت که دو موتور محرّکه آن را از رکود باز داشته و سبب پویایی و شکوفایی آن می گردد: گذشتۀ درخشان؛ عاشورا، و آیندۀ پر امید ِ قیامِ موعود؛ انتظار. همایشِ «عناصر کلیدیِ شیعۀ اثنی عشری» که با شرکت سیصد اسلام شناس  در سال 2005 در فلسطین اشغالی بر پا گشت نیز اعلام کرد: «تشیع دو نگرش دارد؛ نگرش سرخ(عاشورا) و نگرش سبز(انتظار موعود) از همان زمان ترویج نظام خرافات در مورد هر دو آموزه  (به عنوان نمونه؛ با ترویج روضه های انحرافی و بی محتوا در مورد عاشورا، و ملاقات گرایی و... در مورد امام غایب) شدّت گرفت. یک مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی به نام «مؤسسۀ اسلام شناسیِ اورشلیم» در فلسطین اشغالی، وظیفۀ تحقیق در مورد اسلام و کلیۀ انشعابات آن را بر عهده دارد. این مرکز غیر از انتقال یافته های مهم به لابیِ صهیونیزم، وظیفۀ نشر مطالب نادرست و مغرضانه در مورد مذهب تشیع را نیز بر عهده دارد. لازم به ذکر است که رئیس جمهور آمریکا در سال 2007 رسماً به مرکز مطالعات و تحقیقات کاخ سفید دستور تحقیق دربارۀ امام دوازدهم شیعیان و مسئلۀ انتظار را داد.

همچنین در سال 1986 در کنفرانس اورشلیم ....... بقیه در ادامه(این مطلب را ازدست ندهید)

همچنین در سال 1986 در کنفرانس اورشلیم با  موضوع «بازشناسی هویّت تشیع» عنوان شد: «تشیع پرنده‌ای است که افق پروازش بسیار بالاتر از تیرهای ماست. پرنده‌ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ. بال سبز این پرنده؛ مهدویّت و عدالت خواهی است و بال سرخ آن؛ شهادت‌طلبی است که ریشه در کربلا داشته و اسلام را فنا ناپذیر کرده است. عاشورا و حماسه پر شکوه آن پدیده‌ای است که همواره رمز و راز نیروی پنهان و آشکار مسلمانان و آزادیخواهان بوده است. قدرت این رمز و راز آن چنان است که دشمنانش را همواره در حیرت و شگفتی و سر در گمی فرو برده است. اسلام در انتظار عدالت به سر می برد و امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است. نمی توانید انسانی را تسخیر کنید که مدعی است کسی می آید که در اوج ظلم و جور، جهان را پر از عدل و داد کند... شیعه با شهادت دو چندان می شود. شیعه عنصری است که هر چه آن را از بین ببرید، بیشتر می شود ».

فرانسیس فوکویاما ، یکی از برجسته ترین استراتژیستها و تانکهای فکری غرب در کتاب «پایان تاریخ» خود می گوید:لیبرالیزم در طی یکصدو پنجاه سال گذشته، تئوئیسم(یکتاپرستی)، فاشیسم، نازیسم و مارکسیسم را شکست داده و هیچ ایدئولوژی دیگری برای بشر باقی نمانده و دیگر هیچ اندیشه ای تولید نخواهد شد، پس بشر چاره ای جز پذیرش لیبرالیزم که همانا ارزشهای جهان شمول است ندارد. خرده تمدن‌ها و فرهنگ‌های جزئی به دست فرهنگ غالب بلعیده می‌شوند و رسانه‌ها دنیا را به سمت دهکده واحد پیش می‌برند. باید یکی از فرهنگها را به عنوان کدخدا پذیرفت که آن نیز لیبرال دموکراسی آمریکاست(1) وگرنه به ناچار جهان درگیر جنگی خانمانسوز خواهد شد. وقوع این نبرد حتمی است ولی برنده آن غرب نخواهد بود. فوکویاما ثابت می‌کند که برنده نبردِ آخرالزّمان، مسلمانان هستند. در راستای زمینه سازی برای تحمیل لیبرالیزم بر جهان، رئیس جمهور آمریکا در نخستین سخنرانی خود پس از حادثۀ یازدهم سپتامبر2001 اعلام کرد: «کسانی که از موهبت لیبرال دموکراسی محروم هستند دست به چنین اقداماتی می زنند».

1- البته فوکویاما در کتاب «پایان نظم» در مورد پاره ای از آثار و عواقب همین نظام ایده آل خود که مدل رستگاری بشر معرفی می گردد، به جامعۀ آمریکا هشدار می دهد. وی با انتقاد از جامعه و با استناد به آمار پلیس فدرال و دادگستری آمریکا اعلام می کند: «سرمایۀ اجتماعی ما در حال فروپاشی است و تنها بخشی از آن باقی مانده است». وی راهکارهایی برای خروج از این بن بست ارائه می کند و طبیعتاً راهکارهای وی راهکارهای مادّی است. وی توجه ندارد که اگر تنها یک راهکار برای حل این معضل وجود داشته باشد، راهکار معنوی است. اما زبیگنیو برژینسکی به این بلوغ رسیده است که بگوید: «مشکلات ما ریشه در سکولاریزمِ عنان گسیخته دارد...مشخصاً همه چیز تحت کنترل انسان است، و انسان کنترل خود را از دست داده است، پس همه چیز در حال خارج شدن از کنترل است».

فوکویاما می گوید: در نبرد آرماگدون دو عنصر در برابر یکدیگر قرار می گیرند: جیزز کرایست(مسیح) که الگوی مقدس است و آنتی کرایست(ضدمسیح) که تجسّم شیطان است. از نظر آنها(مسلمانان) آنتی کرایست، سفیانی و جیزز کرایست، (مهدی) است. در هلال اسلام که از سوریه و عراق و عربستان می گذرد تیری قرار دارد که عقبه اش در قندهار است و قدس را نشانه رفته است. ما در آرماگدون با این تیر مواجه هستیم. از قدس تا قندهار منطقۀ استراتژیک اسلام است. آمریکا باید افغانستان را اشغال کند تا این تیر نتواند از کمان خارج شود.

یک راهکار فوکویاما برای تضعیف اسلام «تبدیل میل شهادت طلبی به رفاه طلبی و نابودی روحیۀ مقاومت» است. وی می گوید برای پیروزی بر یک جامعه اگر میل مردم از شهادت طلبی، ایثار، جوانمردی به رفاه طلبی و غربگرایی تغییر نیابد هرگونه تلاش، آب در هاون کوفتن است. طرح دیگر وی در مقابله با اسلام «شبیح سازی» است. وی می گوید که باید برای غرب نیز «امام زمان» و «کربلا» خلق کرد. فوکویاما برای این کار مکتب جدیدی به نام «ایوانجلیسم» عرضه کرد. مکتبی که طرفداران آن به رجعت عیسی(ع) به عنوان منجی آخرالزمان معتقدند. فوکویاما توصیه می‌کند که در فیلم‌های سینمایی باید اعتقادات مسلمانان دربارۀ امام زمان بر شخصیت عیسی مسیح منطبق شود.

ساموئل هانتینگتونِ یهودی، از اعضای کمیتۀ 300 و یکی دیگر از استراتژیستهای برجستۀ غرب است که در کتاب «برخورد تمدنها» افول و فروپاشی تمدن غرب را پیش بینی کرده و در راستای حفظ آن اعلام می کند که باید سه حوزۀ تمدنی که روح تمدن غرب امکان دارد به آن منتقل شود، تضعیف یا نابود شوند. این سه حوزه عبارتند از: 1-تمدن اسلامی(به مرکزیت ایران). 2-تمدن ارتدکسی(به مرکزیت روسیه). 3-تمدن کنفسیوسی(چین). وی اعلام می کند که ابتدا باید بین این سه حوزه انشقاق ایجاد نمود. وی سپس می افزاید: تمدن اسلامی باید نابود گردد و دو تمدن دیگر نیز باید مستحیل گردند. وی بر ضرورت برخورد تمدنها و سپس بازسازی نظم جهانی تأکید می کند. وی می نویسد: آمریکا نمی تواند تنها با تکیه بر قدرت نظامی در خاورمیانه موفق گردد، بلکه باید با رویکرد فرهنگی، تمدن‌ اسلامی را قلع و قمع كند. غیر از تمدن لیبرالیزم آمریكایی هیچ تمدنی نباید در خاورمیانه وجود داشته باشد. هانتینگتون در یکی از سخنرانی های خود نیز گفت: «امروز خطر اساسی برای آمریکا، فرهنگ تشیّع است. ما اگر بخواهیم فرهنگ لیبرالیزمِ آمریکا را در جهان، به ویژه در خاورمیانه پیاده کنیم، باید فرهنگ تشیّع را از سر راه برداریم». (به زودی ادامه ی این مطلب را قرار خواهیم داد حتما دنبال کنید)


امضاء


اللهم عجل لولیک الفرج

  1. منابع عمده
    1. کتاب (صهیونیسم بین الملل) نوشته ی هنری فورد به تر جمه ی دکتر ابراهیم کیان. در حال حاضر نسخه ی pdf در دسترس نیست ولی در آینده ی نزدیک اسکن این کتاب را برای دانلود آماده خواهیم کرد.
    2. کتاب (A Plan to liide and Desolate Theology) (طرح متروکه) نوشته ی استفانو رینو (نسخه ی زبان اصلی )
    3. کتاب پروتکل های صهیونیزم(به زودی برای دانلود خواهیم گذاشت)
    4. استفاده بردیم از کتاب (پایان تاریخ)نوشته ی فرانسیس فوکویاما به ترجمه ی علی فهیم(
      در حال حاضر نسخه ی pdf در دسترس نیست ولی در آینده ی نزدیک اسکن این کتاب را برای دانلود آماده خواهیم کرد.)




طبقه بندی: صهیونیزم تجلی شیطان بر زمین،  آخرین نبرد صهیونیزم و تشیع، 
برچسب ها: آخرین نبرد؛ صهیونیزم و تشیّع، نقشه های صهیونیسم، آنتی زیونیسم، جنگ میان اسلام و صهیونیسم، تشیع، نهضت مهدوی، نهضت آشورایی،
ارسال توسط حجت
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ