تبلیغات
.::فوزالعظیم::. - متن پروتکل های صهیونیزم (راه و رسم شیطان )
.::فوزالعظیم::.
از دل به دفتر از دفتر به دلها
.:فوزالعظیم:.

مرتبه
تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392

بسم الله الرحمن الرحیم




پنج کارکرد ایدئولوژی لیبرالیزمِ یهودی عبارتند از: 1-قرار دادن فرزندان در برابر والدین. 2-قرار دادن زنان در برابر مردان. 3- قرار دادن کارگر و کارمند در برابر کارفرما. 4- قرار دادن ملّتها در برابر دولتها. 5-قرار دادن انسان در برابر خدا.




از پروتکل شمارۀ1:- در نظام سیاسى جوامع صهیونیستى، قیودات اخلاقى نباید وجود داشته باشد. حق یعنى زور. به اعتقاد ما حق یعنى اعمال زور. واژۀ حق یک واژۀ ذهنى است كه به هیچ وجه جنبۀ عینی به خود نمى‏گیرد. در نظام سیاسى ما حق این چنین تعبیر مى‏شود: هر آنچه را كه مى‏خواهم به من بده زیرا من از تو قوى‏ترم. نیازى نیست كه ثابت كنم حق از آن كیست. منطق ما زورگویی و متقاعد کردن است. در مسائل سیاسی تنها زور است که پیروز می شود به ویژه اگر رهبران سیاسی بتوانند آن را مخفیانه اعمال کنند. تا زمانی که غیر یهود مانع رسیدن ما به هدفهایمان باشند باید فساد، خیانت و رشوه خواری را رواج دهیم....(بقیه در ادامه ی مطلب)....

در شرایط كنونى كه تمام قدرتهاى جهان داراى پایه‏هاى لرزانى هستند، قدرت سیاسى ما داراى پایه‏هاى استوارى است زیرا وجود آن محسوس نیست. قدرت ما زمانى تجلّى خواهد كرد كه هیچ گونه خطرى آن را تهدید نكند. قدرتهاى سیاسى جهان به سبب اِعمال لیبرالیزم دچار مشكلات شدیدى هستند... مناسب ترین نوع حکومت برای یک کشور حکومتی است که در آن قدرت به یک نفر تفویض شود. بدون وجود یك حكومت مطلقۀ مستبد، تمدن نمى‏تواند به حیات خود ادامه دهد و این تمدن تنها به وسیلۀ رهبران و نخبگان بارور مى‏شود نه به وسیلۀ توده‏هاى ناآگاه. تودۀ مردم وحشى است و توحّش خود را در هر موقعیتى نشان مى‏دهد. هنگامى كه توده‏ها آزادى به دست آورند، آزادى به صورت هرج و مرج كه اوج توحّش است جلوه‏گر مى‏شود... اعتیاد به الكل و افراط در نوشیدن مسکرات مشكلى است كه پس از اعطاى آزادى در میان غیریهودیان رواج می یابد. بر ما یهودیها لازم است كه(در حکومت خود) در چنین مسیرى گام برنداریم. مردم غیریهودى از همان آغاز جوانى به وسیلۀ عوامل ما بى‏بند و بار و بی اخلاق بار مى‏آیند. عوامل ما عبارتند از: معلمان سر خانه، خدمتكاران، منشى‏ها و زنانى كه در خانه‏هاى ثروتمندان بچه‏دارى مى‏كنند. به كمك زنان یهودى، مردان غیریهودى را در عشرتكده‏ها و محلهاى عیاشى به فساد اخلاقى مى‏كشانیم و آنها را از جادۀ عفت و پاكدامنى منحرف مى‏سازیم. من این جامعه را که به دست زنان به فساد کشیده می شود، جامعه زنان نام می نهم زیرا در فساد و تجمل پرستی دنباله رو دیگرانند...

- در روابطمان با کسانی که به آنها نیاز داشته ایم همواره بر حسّاس ترین عصب های ذهن بشری یعنی؛ حرص زر اندوزى، مال‏پرستى و سیری ناپذیری و تنوع‏طلبى در ارضای نیازهاى مادى تکیه کرده ایم. هر یك از این ضعفهای بشری به تنهایى کافیست تا قوۀ ابتکار را فلج ساخته و ارادۀ انسان را مقهور گرداند.

- در اعصار کهن، ما نخستین کسانی بودیم که شعار «آزادی، برابری و برادری»(شعار اصلی جامعۀ فراماسونری) را در میان مردم فریاد زدیم ( مقصود از آزادی در کلام یهود، لیبرالیزم یا «اِباحی گری» است که به معنای مباح و مجاز بودن هر عملی می باشد) . از آن پس طوطیانِ نادانِ جویای آراء انتخاباتی با تکرار این کلمات، سعادت جوامع و آزادی فردیِ حقیقی را تباه ساخته اند. غیریهودیانِ ظاهراً باهوش، رمز کلمات مذکور را درک نکردند و تناقض موجود در آنها را در نیافتند و توجه نکردند که در طبیعت برابری وجود ندارد زیرا طبیعت خود آفرینندۀ نابرابری و تفاوت در افکار، اخلاق و استعدادهاست. آزادیِ سیاسی یک اندیشه است نه یک واقعیت. کلمات آزادی، عدالت و برابری کلماتی هستند که مبلّغان بی جیره و مواجب ما به وسیلۀ آنها موفق شدند در چهارگوشۀ دنیا تعداد بیشماری را تحت بیرق ما درآورند، در حالی که این کلمات همواره مانند خوره به جان ملل غیر یهودی افتاده و آرامش را از ایشان سلب کرده است.خواهید دید که ما با این کلمات، سرانجام جهان را فتح خواهیم کرد.کلمۀ آزادی، گروهها را به سمت جنگ با هر قدرت و سلطه می کشاند تا جایی که حتی با خدا می جنگند و در برابر قوانین طبیعی به مقاومت بر می خیزند. از این رو، زمانی که حکومت جهانی خود را بر پا نماییم، این واژه را از قاموس زندگی حذف خواهیم کرد زیرا این واژه تودۀ مردم را به جانوری خونخوار تبدیل می کند. لازم است بدانیم وقتی حزب ما در صدد سرنگونی یک حزب حاکم است، چگونه باید اندیشه آزادی را به عنوان طعمه ای، زیرکانه برای جلب حمایت مردم به کار بگیریم. اگر حزب مخالف خود به اصول آزادی یا به اصطلاح لیبرالیزم آلوده باشد و بخشی از قدرتش را در این راه ببخشد، کار آسان تر خواهد شد.

* هنری فورد در «یهود بین الملل» می نویسد: «طبع یهودی به استبداد گرایش دارد. از نظر آنها دموکراسی فعلاً برای غیریهود اشکالی ندارد. یهود همه جا به تشکیل نوعی آریستوکراسی می پردازد». پنج کارکرد ایدئولوژی لیبرالیزمِ یهودی عبارتند از: 1-قرار دادن فرزندان در برابر والدین. 2-قرار دادن زنان در برابر مردان. 3- قرار دادن کارگر و کارمند در برابر کارفرما. 4- قرار دادن ملّتها در برابر دولتها. 5-قرار دادن انسان در برابر خدا.

از پروتکل شمارۀ 2: -حتی المقدور باید از بروز جنگى كه به سود ناحیه‏اى خاص منجر شود، جلوگیرى كنیم. آنگاه جنگ را به صحنۀ اقتصاد مى‏كشانیم تا طرفین متخاصم به خوبى تسلّط همه جانبۀ ما را دریافته و تسلیم عوامل بین‏المللى ما شوند. حقوقى به نام «حقوق بین‏الملل» وضع خواهیم كرد كه جایگزین حقوق ملّى كشورها شده و ناظر بر روابط بین الملل باشد، همان گونه كه قوانین حقوقى یك كشور بر روابط افراد آن كشور نظارت دارد.

- غیر یهودیها طورى تربیت شده‏اند كه نمى‏توانند وقایع تاریخى و مشاهدات خود را بدون پیشداورى تحلیل كرده و از این تحلیلها نتیجۀ عملى بگیرند و یافته‏ها را راهنماى عمل خویش قرار دهند... روشنفكران غیریهودى علوم را به طور مجزّا از هم مورد تحقیق قرار مى‏دهند و بى ‏آنكه خود متوجه باشند، اطلاعات فراوان و نتایج گرانبهایى فراهم مى‏آورند ولى آنها را در متن عمل پیاده نمى‏كنند. اما عوامل ما اطلاعات به دست آمده از این گونه تحقیقات را با هم تلفیق و تركیب كرده تا به یك كل دست یابند.

- تصوّر نكنید آنچه كه در بالا گفته شد تنها یك حرف است. دقت كنید كه ما چگونه موفق شدیم داروینیسم، ماركسیسم و نیچه‏ایسم را بال و پر دهیم. یهودیان باید به سادگى به اهمیت نقش ویرانگر نظریات فوق بر ذهن و اندیشۀ غیریهود پى ببرند.

* غیر از فعالیت گسترده در جهت اشاعۀ مسکرات و مواد مخدّر برای زوال عقل در انسان، ترویج نظریات و افکار سیاسی،اقتصادی، اجتماعی و... مانند نظریات مارکس، فروید، داروین، سارتر و...که موجب بروز تصوّرات و مفاهیم خطا و متناقض با فطرت انسانی در عقل می شود، در دستور کار صهیونیزم قرار داشته است. بسیاری از ویژگی هایی که قرآن جاویدان به قوم یهود نسبت می دهد، در جهان امروز در قالب مکاتب مادیِ فکری، فلسفی، سیاسی و اقتصادی چون کاپیتالیزم، کمونیزم، اومانیزم، لیبرالیزم و... ظهور نموده است. بنجامین دیزرائیلی، نخست وزیر یهودی انگلستان در کتاب «کانینگزبای» می نویسد: «شما هرگز به یک نهضت عظیم فکری در اروپا بر نمی خورید که یهود به شکل وسیعی در آن دخالت نداشته باشد». وی می نویسد: «اعتقاد به تسامح و تساهل دینی در یک کلام، آئین پروتکلهاست؛ نوعی تجزیه و استحالۀ فکری که ملغمه ای است از افکار و ایده های به اصطلاح لیبرال که به خودی خود نظام تازه ای بنا نمی کنند اما قادرند که زمینۀ ویرانیِ نظام مستقر و موجود را فراهم آورند». می بینیم که دیزرائیلی نیز در نوشته های خود رسماً بر صحّت پروتکلها و اهداف آنها تصریح می کند. هنری فورد در «یهود بین الملل» در شرح اهداف پروتکلها می نویسد: «برای تجزیۀ جامعه و ایجاد تفرقه، انبوهی از اندیشه ها باید رواج یابند بدون آن که بین آنها هماهنگی وجود داشته باشد. مردم باید وادار شوند تا متفاوت با یکدیگر و دربارۀ چیزهای متفاوت بیاندیشند تا وحدت از میانشان برخیزد. در نتیجه تفرقه و آشفتگی گسترده ای به وجود می آید که همان نتیجۀ مطلوب است. در این آشفتگیِ اکثریت، یک اقلیت منسجم می تواند راه خود را به مسند قدرت بگشاید...». از مهمترین اهداف پروتکلها، تجزیۀ اتحاد و قدرت غیریهود بود که با وقوع جنگهای بزرگ در اروپا برآورده گردید.

از پروتكل شماره 3:مى‏خواهم اعلام كنم كه تا رسیدن به هدفهایمان فاصلۀ چندانى نداریم اگر چند قدمى را كه در پیش داریم طى كنیم، سَر و دُم مارى كه سمبل قوم ماست به هم وصل خواهد شد و حلقه‏اى كامل به وجود مى‏آید. معناى كامل شدن حلقه آن است كه تمام كشورهاى اروپایى درون این حلقه محصور شده و تحت نفوذمان قرار خواهند گرفت. موازین قانونى كشورهاى جهان بزودى در هم خواهند شكست. زیرا ما از همان آغاز تأسیس آنها را با نوعى عدم تعادل ایجاد كرده‏ایم و به سبب همین عدم تعادل شروع به نوسان مى‏كنند و سرانجام محورى را كه به دورش مى‏چرخند فرسوده مى‏سازند. غیریهودیان مى‏پندارند كه معیارهاى قانونی شان از تعادل و ثبوتى همیشگى برخوردار است، اما نمى‏دانند كه روزى با عدم تعادل موازین قانونى خود مواجه مى‏شوند.

- فقر اسلحه ماست. زنجیرى كه انسانها را به دام و تلۀ فقر مى‏بندد به مراتب محكم تر از زنجیر بردگى است. به بیان دیگر، از زیر یوغ بردگى مى‏توان به خوبى آزاد شد ولى رهایى از زیر یوغ بینوایى و فقر بسیار دشوار است... از مبانی کمونیزم دفاع خواهیم کرد... ما بر روى صحنه نقش حامى كارگر را ایفا مى‏كنیم و بدین سان زیر شعار همكارى، برابرى و تحت شعار اشتراك مساعى جهانى و نیز مطابق اصول فراماسونرى خویش، كارگران را به صف نیروهاى جنگجوى خویش یعنى سوسیالیزم، آنارشیزم و كمونیزم مى‏كشانیم. اریستوكراسى از حمایت قانون برخوردار بود و از كار و دسترنج زحمتكشان ارتزاق مى‏كرد. به همین لحاظ به خاطر حفظ منافعش، همواره به تغذیه و سلامت كارگران توجه خاص داشت و مى‏خواست كه كارگر، سالم و نیرومند باشد تا بهتر و بیشتر از او بهره‏كشى كند. اما موضع ما درست برعکس است. ما به مرگ و میر و كشتار غیر یهودیان فكر مى‏كنیم. به عبارت دیگر، قدرت ما در گرو كاهش مستمر مواد غذایى و ضعف جسمى كارگر مى‏باشد. زیرا از این طریق مى‏توانیم كارگر را به اسارت خود درآوریم تا او را در اختیار داشته باشیم و نتواند علیه خواستهاى ما اقدام كند. تسلطى كه از طریق ایجاد گرسنگى بر كارگران به دست مى‏آید به مراتب مطمئن‏تر از تسلطى است كه اریستوكراسى به مدد قانون و شاه كسب كرده بود. در میان تودۀ مردم حسد، نفرت و زیاده‏خواهى ایجاد مى‏كنیم؛ از خشم مردم استفاده كرده تا به دست آنها همۀ موانعى را كه بر سر راهمان قرار دارند ریشه‏كن سازیم... غیریهودیان عادت به فکر کردن را از دست داده اند مگر آن که متخصصان ما به آنها آگاهی بدهند. بنابر این آنها قدرت تشخیص و درک برنامه هایی را که ما برای رسیدن به حکومت جهانی در پیش داریم ندارند... وجود بحران اقتصادى نفرت غیریهودیان را افزایش مى‏دهد و صنعت را دچار ركود مى‏سازد. در این هنگام ما مى‏توانیم به مدد عملیات مخفیانه و نیز به یارى طلا كه قبلاً آن را به دست آورده‏ایم (یهود بخش بزرگی از طلایی را که در اختیار دارند پس از کشف آمریکا از این قارّه تاراج کردند. لازم به ذکر است که کریستف کلمب-کاشف آمریکا- یک یهودی بود). آتش بحران اقتصادى را شعله‏ورتر سازیم و كارگران را در سراسر اروپا به خیابانها بریزیم. تودۀ مردم به سبب ناآگاهى‏شان و نیز به سبب وجود بذر حسدى كه ما در همان آغاز كودكى در ذهنشان كاشته‏ایم، آماده مى‏گردند كه خون كارفرمایان را بریزند و اموال آنها را به غارت ببرند. ما در این میان سالم خواهیم ماند زیرا از زمان شروع حادثه بخوبى آگاهیم و مى‏توانیم به موقع براى حفظ خویش تدابیرى بیاندیش یم ...اگر انقلاب فرانسه را به یاد آوریم، در مى‏یابیم كه عنوان كبیر را ما به آن دادیم. مقدمات آن را ما فراهم كردیم و طراحى آن را ما به عهده گرفتیم. از دیرباز تاكنون ما بشر را از قید و بندهاى فراوانى رهایى بخشیده‏ایم(!) و در آینده نیز او را راهنما خواهیم شد تا سرانجام در برابر پادشاهى كه خون بنى‏اسرائیل در رگهایش جریان دارد سر تعظیم فرود آورده و به حكومتى كه ما براى جهان تدارك مى‏بینیم تسلیم شود ...

 

   

 

از پروتکل شمارۀ 4:- چه كسى مى‏تواند با یك قدرت نامحسوس درافتد و آن را واژگون سازد؟ این ما هستیم كه چنین قدرت نامحسوسى داریم. اگر چه فراماسونهاى غیریهودى كوركورانه در خدمت ما هستند و براى مقاصد ما كار مى‏كنند، اما برنامه‏هاى ما همچنان براى آنها و دیگران ناشناخته و اسرارآمیز باقى خواهد ماند.

- براى آن كه بتوانیم قدرت اندیشیدن را از مردم غیرصهیونیست سلب كنیم، باید فكر آنها را متوجه صنعت و تجارت كنیم. سرگرم شدن آنها به داد و ستد و اندیشیدن به منفعت، باعث مى‏شود كه دشمن مشتركشان را فراموش كنند.از سوى دیگر، به صنعت جنبۀ احتكارى مى‏دهیم. بدین معنى كه به بهاى صنعتى شدن بسیارى از زمینها نادیده گرفته مى‏شوند كه سرانجام به دست ما مى‏افتند و ما آنها را احتكار مى‏كنیم. افزایش روز افزون رقابت به منظور پیش افتادن در زندگى از سویى، و نابسامانیهاى اقتصادى از سوى دیگر، مردم را سرخورده و افسرده مى‏كند. نفرت آنها نسبت به مقامهاى عالى رتبۀ ادارى، مذهبى و سیاسى اوج مى‏گیرد. طلا به عنوان وسیله‏اى براى ارضای نیازهاى مادى مردم مورد توجه واقع مى‏شود. ظرفیت مردم به مرز انفجار مى‏رسد و براى قیام آماده مى‏شوند. قیام مردم براى كسب ثروت است نه اشاعۀ خوبیها. زیرا این قیام از نفرت منبعث مى‏شود. به بیان دیگر، نفرت طبقۀ محروم از طبقۀ ممتاز جامعه موجب قیام مى‏گردد. قشرهاى پائین جوامع غیریهودى در پى رهنمودهاى ما علیه طبقۀ ممتاز به پامى‏خیزند و سرانجام با حریفانمان یعنى نخبگان غیر یهودى بر سر قدرت به نبرد مى‏پردازند.

- اعتقاد به خدا را متزلزل مى‏كنیم... ما باید شالودۀ ایمان را ویران کرده، اصل خدا و روح را از ذهن غیریهود زدوده و امیال مادی را جایگزین این معانی نماییم.

از پروتکل شمارۀ 5:- در جوامعى كه فساد همه جا را فرا مى‏گیرد، جمع آورى ثروت تنها از طریق تقلّب و نادرستى امكان‏پذیر مى‏گردد، قدرت دولت رو به ضعف مى‏نهد، قیود اخلاقى تنها از طریق مجازاتهاى سنگین سارى و جارى مى‏شوند، قوانین و مقررات ضمانت اجرایى ندارند، مردم در برابر سرنوشت جامعه‏ احساس مسئولیت نمى‏كنند و مقررات بین‏المللى نیز نادیده گرفته مى‏شوند. به كمك چه سیستم مدیریتى مى‏توان جامعه را اداره كرد؟ سیستمى فوق‏العاده متمركز و مقتدر كه تمام قدرتهاى درون جامعه را به دست گیرد... باید تمام آزادى‏هایى كه رژیم‏هاى غیریهودى به مردم اعطاء كرده‏اند به تدریج سلب كرد. و زمینه‏اى فراهم آورد كه مردم بتوانند گسیختگى‏ها و ناهنجاریهاى رژیم‏هاى غیریهودی را دریافته و به شاهنشاهى قوم ما ایمان آورند. آنچه در بالا گفته شد باید انگاره و الگو و راهنماى عمل ما در تمام زمانها و مكانها باشد تا بتوانیم بدین وسیله تمام كسانى را كه چه در حرف و چه در عمل مخالف ما هستند، از سر راهمان برداریم. ممكن است ادعا شود كه چنین انگاره و الگوهایى با پیشرفتهاى امروز ما سازگار نیست. ولى كژى و نادرستى این ادعا را نشان مى‏دهیم؛ سالیانى بس دراز مردم باور مى‏داشتند كه شاهان بنا به ارادۀ خداوند بر مردم استیلا یافته‏اند و در نتیجۀ همین تصور، بدون تردید و دودلى تسلیم آنان مى‏شدند ولى از زمانى كه ما از حقوق انسانها سخن به میان آوردیم، تزلزلى در اندیشۀ آدمیان نسبت به جاودانى بودن حكومت شاهان ایجاد كردیم و تقدّس شاهان را در چشم مردم از بین بردیم. و نیز هنگامى كه اعتقاد مردم را نسبت به خدا تضعیف كردیم، قدرت را از كاخ شاهان به خیابانها كشیدیم و آن را در مالكیت متمركز ساخته و سپس آن را به غنیمت بردیم... جهت دادن به فكر و اندیشه مردم غیریهودى به كمك سخن‏پردازى و تئورى‏هاى وسوسه‏انگیز، كار متخصصان و مدیران ماست. ما یهودیان در مشاهدۀ امور، تجزیه و تحلیل آنها، محاسبات دقیق مسائل مالى، طرح برنامه‏هاى سیاسى و نیز حس همكارى با یكدیگر، رقیبى نداریم. تنها ممكن است مسیحیان در این زمینه با ما رقابت كنند. البته برنامه‏هایى طرح كرده‏ایم كه این قوم را در چشم تودۀ مردم بى‏اعتبار سازیم. ضمناً باید یادآور شویم كه ما به صورت یك سازمان مخفى عمل مى‏كنیم. احتمال مى‏رود كه براى مدت زمانى معین غیریهودیها در سراسر دنیا با هم سازش كنند و این سازش امنیت ما را به خطر اندازد. ولى از این خطر جان سالم به در خواهیم برد زیرا اختلافات موجود آنها بسیار وسیع و ریشه‏دار است. ما طورى مردم را به جان هم انداخته‏ایم كه همه به همدیگر بدگمانند. نفرت مردم از یكدیگر به خاطر تعصبات مذهبى و نژادى كه در طول بیست قرن گذشته تبلور یافته است، اجازه نخواهد داد كه مردم به این سادگى با یكدیگر صلح كنند. به همین دلیل اگر ملّتى بخواهد اسلحه‏اش را علیه ما بردارد، دولتى پشتیبان خود نخواهد یافت. بنابر این دولتهاى غیریهودى باید به خاطر بسپارند كه هر نوع تبانى و توافقى علیه ما فى‏نفسه زیان‏بخش خواهد بود. قدرت ما فوق‏العاده است و در آن تردیدى نیست. بدون حضور دستهاى پنهان ما ملّتها نمى‏توانند حتى بر سر یك مسأله ناچیز و خصوصى با هم به توافق برسند. پیامبران گفته‏اند ما قومى هستیم كه به وسیلۀ خدا برگزیده شده‏ایم تا فرمانرواى مردم سراسر جهان باشیم. خداوند به قوم ما هوش و ذكاوت سرشار اعطا كرده است. ما كفایت و لیاقت آن را داریم تا مسئولیت رهبرى جهان را به انجام برسانیم. البته اقوام دیگرى هستند كه از هوش و ذكاوت برخوردارند... اگر كشمكش و درگیرى بین ما ایجاد شود، كشمكشى وحشتناك خواهد بود. ولى آنها یاراى برابرى با ما را ندارند زیرا خیلى دیر سر رسیده‏اند.

- تمام چرخ هاى ماشین هر دولتى به كمك موتورى حركت مى‏كند كه این موتور در دست ما مى‏باشد و آن طلا است. حكماى ما تدابیرى اندیشیده‏اند كه سرمایه از ارزش فوق‏العاده‏اى برخوردارباشد. براى آن كه گردش عمل سرمایه محدود نشود باید آن را در راه ایجاد تجارت و صنعت انحصارى به كار گرفت. آزادى گردش عمل سرمایه در جهت تأسیس و گسترش صنایع، به دست‏اندركاران صنعت نوعى قدرت سیاسى مى‏دهد كه از این قدرت مى‏توان براى استثمار مردم سود جست.

- ...دومین رمز موفقیت ما در امر كشوردارى به شرح زیر است:

الف - شكست دولتهایى كه بر سر كار هستند را طورى جلوه دهیم كه مردم از فهم علل شكست عاجز شوند. به علاوه در ارائۀ آداب و رسوم، علایق و شرایط زندگىِ مردم طورى افراط كنیم كه هرگونه تفاهم و همدلی از میان مردم رخت بربندد...

ب - میان احزاب نفاق شدیدى ایجاد كنیم و امكان هر گونه تشریك مساعى میان احزابى كه تسلیم ما نمى‏شوند را از بین ببریم.

ج - هرگونه ابتكار فردى و خلاقیتى را كه به سود ما نباشد، نابود كنیم. زیرا هیچ خطرى بالاتر از ابتكار و خلاقیت فردى نیست. به ویژه اگر خلاقیت با هوش توأم باشد. كارى كه از یك فرد مبتكر بر مى‏آید از میلیونها مردم عامى بر نمى‏آید. لذا ما باید تعلیم و تربیت غیریهودیان را در جهتى سوق دهیم كه قوۀ ابتكار از دانش‏آموزان گرفته شود و نطفۀ خلاقیت در ذهن آنها خفه گردد.

* دکتر جان کولمن با ارائۀ شواهد و مستنداتی از نظام آموزشی ایالات متحده در کتاب «کمیتۀ 300» به این مسأله اشاره می کند. نظام آموزشی تحمیلیِ صهیونیزم قاتل استعدادها و خلاقیتهاست و فقط افراد را برای خدمت به نظام سرمایه داری آماده می سازد.

د - آزادى عمل گروههاى مختلف را رو در روى هم قرار دهیم تا تصادم و برخورد پیش آید و شور و شوق به ناامیدى و شكست منجر شود.

به كمك روشهاى بالا مى‏توانیم دولتهای غیریهودى را فرسوده كرده و آنها را تسلیم خویش سازیم و سپس بر خرابۀ همه حكومتهاى دنیا ابرقدرتى شیطانی بنا كنیم كه دستهاى توانمندش بتواند به همه جا برسد و چنان قدرت غول‏آسایى به هم بزند كه مقهور هیچ یك از ملل دنیا نشود.

از پروتکل شمارۀ 6:- اریستوكراسىِ غیرصهیونیستى از این پس قدرت سیاسى ندارد و باید آن را مرده تلقى كرد، ولى به سبب داشتن زمین و خودكفایى مواد غذایى مى‏تواند به عنوان خطرى بزرگ ما را تهدیدكند. لذا باید به هر قیمتى كه شده آنها را از داشتن زمین محروم كنیم. براى وصول به این هدف باید مالیاتهاى سنگین به زمین‏ها ببندیم و وضعى پیش آوریم كه زمین‏داران املاك خود را براى گرفتن قرض در گرو طلبكاران بگذارند. به كمك چنین تدابیرى، زمین‏داران بدون قید و شرط تسلیم ما خواهند شد.

- همزمان با اقدامات فوق، صنعت را نیز به انحصار خود در مى‏آوریم. البته در مراحل نخست صنعت را در یك حالت تعادلى قرار مى‏دهیم و از انحصار شدید در مراحل اولیه خوددارى مى‏كنیم. غرض ما از حالت تعادل اولیه آن است كه صنعت و مآلاً سرمایه، در بخش خصوصى متمركز گردند و بانكهاى خصوصى به وجود آیند. زمینها از گرو طلبكاران بیرون آمده و به گرو بانكها درآیند. آنچه كه ما مى‏خواهیم این است كه هم ماحصل كارِ كارگر و هم بازده زمین هر دو به چنگال صنعت بیفتند و بدین‏سان تمام پولهاى جهان نزد ما ذخیره شود و غیریهودیها طبقۀ كارگر و زحمتكش جامعه را تشكیل دهند و بدون قید و شرط تسلیم ما شوند. در چنین شرایطى اگر به خاطر منافع دیگرى تسلیم ما نشوند، لااقل به خاطر آن كه درآمدى داشته باشند و بتوانند زنده بمانند تسلیم ما خواهند شد.

- براى آن كه بتوانیم صنعت غیریهودیان را به كلى نابود كنیم، علاوه بر انحصارطلبى، تجمّل‏پرستى را رواج داده و نیازهاى كاذب مردم را افزایش مى‏دهیم...

- كارهاى درجۀ یك را در دست گرفتیم تا دیگران محتاج ما بوده و براى یك لقمه نان در برابر ما به سجده در آیند.

- جنگ هایی که بر پا خواهیم کرد احتیاج به ثروت سرشاری دارد. این چنین سرمایۀ هنگفت را بوسیلة احتکارات و انحصارات بزرگ تأمین خواهیم کرد.




در پست بعد ادامه ی پروتکل ها را خواهیم آورد.


امضاء


اللهم عجل لولیک الفرج

نظرات و انتقادات خود را از ما دریغ نکنید




طبقه بندی: پروتکل های صهیونیزم، 
برچسب ها: پروتکل های صهیونیزم چیست؟، پروتکل های صهیونیزم چه میگوید، متن پروتکل های صهیونیزم، پروتکل های دانشوران صهیون، پروتکل های اسرائیل، قانون ها در پروتکل های صهیون، پروتکل های اسرائیل چیست؟،
ارسال توسط حجت
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ