تبلیغات
.::فوزالعظیم::. - بشارت های ظهور پیامبر موعود در انجیل
.::فوزالعظیم::.
از دل به دفتر از دفتر به دلها
.:فوزالعظیم:.

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 18 بهمن 1391

بسم الله الرحمن الرحیم


«عیسی(ع) گفت:من مسیح هستم، ایلیا و پیامبر موعود پس از من خواهند آمد».

«عده ای از علمای یهود نزد یحیی(ع) که داشت عده ای را غسل تعمید می داد، آمده و از او پرسیدند: آیا تو مسیح هستی؟ گفت: من مسیح نیستم. پرسیدند: آیا تو ایلیا هستی؟ گفت: نه، من ایلیا نیستم. گفتند: آیا تو آن پیامبر موعود هستی؟ گفت: نه، من آن پیامبر نیز نیستم. من برای شما ایلیا* و پیامبر موعود را قبل از قیامت می فرستم».[1]

* بنابر اعتقاد مسیحیان، ایلیا، الیاس نبیّ است، اما این گونه نیست زیرا این عبارت در کتاب میلکیس نبیّ است و او در زمان عیسی(ع) می زیسته و الیاس(ع) در عصر داوود(ع) بوده است(حسان الشیعه). ایلیا، حضرت علی(ع) است، چنان که خود در خطبه ای می فرماید:«من آنم که در انجیل، ایلیا نامیده شده ام».

«یحیی، به عنوان یک شاهد برای نور(مسیح) آمد. اما آن نوری که برای همۀ جهانیان نور خواهد داد از طرف خدا خواهد آمد».[2]«هر کسی که شیطان همراه اوست از این نور نفرت دارد. ولی هرکس که با این نور است، با خداست».[3]

«زمانی می آید که شما صورت او را خواهید دید و اسم او که می آید روی پیشانی آنان نوشته شده است. دیگر پس از او تاریکی نخواهد بود، و نیازی به نور چراغ نخواهد بود و آن نور تا ابد همراه آنان خواهد بود. فرشتگان گفتند: خدای پیامبران می فرماید که بشارت این نور که همواره با شما می ماند، به زودی ظهور خواهد کرد».[4]

یوحنّا که از جمله (....بقیه در ادامه مطلب....)


یوحنّا که از جمله حواریین حضرت عیسی(ع) است، در فصل بیست و یکم کتاب اپکلیسی می­ گوید:«بهشت دوازده در دارد، که هر کدام از یک گوهری است و بر هر یک از آن درها ، اسم یکی از آن دوازده نفر که از جانب خداوند تعیین شده اند و در فرمانبرداری او به جمیع مخلوقات تقدّم دارند، نوشته شده است و بعضی از آنها به سبب ذبح شدن در راه خدا، به قوچ تشبیه شده اند».[5]


در کتاب مکاشفات می خوانیم:«شهری را دیدم که 12 ستون داشت و روی هر ستون نام کسانی را نوشته دیدم که در گروه آن قربانی بودند».

یسوع(عیسی) فرمود:«لیکن وقتی که خدای مرا از جهان می گیرد، بار دیگر شیطان این فتنۀ ملعونه را بر پا خواهد نمود؛ به این که وادار کند تا پرهیزگار را بر اعتقاد ورزیدن به این که من خدای و پسر خدایم. پس به سبب این سخن، تعلیم من ناپاک می شود تا بدانجا که نزدیک می شود که سی نفر مؤمن باقی نماند. آن هنگام خدای بر جهان رحم فرماید و پیغمبر خود را که همه چیز را برای او آفریده است، فرو می فرستد. او کسی است که به قوّت از جنوب خواهد آمد و بتان و بت پرستان را هلاک خواهد نمود. او تسلط شیطان را بر بشر زائل خواهد فرمود. او با رحمت خدای، برای خلاصی آنان که به او ایمان آورده اند خواهد آمد. پس بدانید کسی که به او ایمان آورد رستگار خواهد شد».آنگاه فرمود:«با این که من لایق نیستم که بند کفش او را باز کنم، نعمت و رحمت خدای مرا در بر گرفته تا او را ببینم».[6]پس آن وقت کاهن به همراه والی و پادشاه گفتند: دل خود را پریشان مساز ای یسوع، ای قدّوسِ خدای، زیرا این فتنه دیگر بار در زمان ما حادث نخواهد شد. زیرا ما از مجلس مقدس شیوخ روم، صدور فرمان شاهی را می خواهیم که پس از این هیچ کس تو را خدا نخواند. پس یسوع فرمود:«این سخن شما مرا تسلّی نمی دهد، زیرا از جایی که امید نور دارید، تاریکی خواهد آمد(احتمالاً اشاره است به پولس که در نقش یکی از مقرّبین مسیح(ع)، به تبلیغ الوهیت وی پرداخت)لیکن تسلّیِ من، در آمدنِ پیغمبری است که هر اعتقاد دروغی را دربارۀ من از بین خواهد برد و آئین او امتداد خواهد یافت و همۀ جهان را فرا خواهد گرفت؛ زیرا خدای ما به ابراهیم(ع)چنین وعده فرموده است. همانا آنچه مرا تسلّی می دهد آن است که آئین او را هیچ نهایتی نیست؛ زیرا خدای او را درست نگهداری خواهد فرمود»... پس آن وقت، کاهن گفت: به چه نامیده می شود مسیا و کدام است آن علامتی که آمدن او را اعلام نماید؟ یسوع در جواب فرمود:«نام مسیا، عجیب است؛ زیرا خدای خود وقتی که روان او را آفرید و او را در ملکوت اعلی گذاشت، خود او را نام نهاد. خدای فرمود: صبر کن ای محمّد، زیرا برای تو می خواهم خلق کنم بهشت و جهان و بسیاری از خلایق را که می بخشم آنها را به تو؛ تا حدی که هر کس تو را مبارک می شمارد، مبارک می شود، و هر کس با تو خصومت کند، ملعون می شود. وقتی که تو را به سوی جهان می فرستم، پیغمبر خود قرار می دهم تو را به جهت خلاصی و کلمۀ تو صادق می شود تا جایی که آسمان و زمین ضعیف می شوند؛ لیکن دین تو هرگز ضعیف نمی شود، همانا نام مبارک او محمّد(ص)است».آن وقت جمهور مردم، صداهای خود را بلند نموده و گفتند: ای خدای، بفرست برای ما پیغمبر خود را، ای محمّد، بیا زود برای رهایی جهان.[7]

«...سوگند به هستی خدای، ابراهیم(ع) خدای را دوست داشت به حیثی که اکتفا نکرد به درهم شکستن بتان باطل-چه درهم شکستنی!-و نه به دوری نمودن از پدر و مادر خود. لیکن او می خواست که پسر خود را برای طاعت خدای ذبح کند».رئیس کاهنان گفت: «همین را از تو سؤال می کنم و قتل تو را طالب نیستم. پس به ما بگو که این پسر ابراهیم(ع)که بود؟ یسوع فرمود:«ای خدای، غیرت شرف تو مرا آتش می زند و نمی توانم خاموش باشم. راست می گویم که پسر ابراهیم همان اسماعیل(ع)بود که واجب است از نسل او بیاید «مسیا» که به ابراهیم وعده داده شده بود تا همۀ قبایل زمین به وجودش برکت یابند».پس همین که رئیس کاهنان این بشنید به خشم درآمده، فریاد بر آورد: ما باید این فاجر را سنگسار کنیم، زیرا او اسماعیلی است و همانا بر موسی و بر شریعت خدای کفر کرده*. پس هر یک از نویسندگان و فریسیان با بزرگان قوم سنگ ها بر گرفتند تا یسوع را سنگسار نمایند؛ پس او از چشم ایشان پنهان شد و از هیکل(معبد اورشلیم) بیرون آمد.[8]

* تورات تصریح داشت که خاتم پیامبران(ص) از نسل اسماعیل(ع) است، اما کاهنان بنی اسرائیل این بخش از تورات را نیز تحریف نموده و خاتم الانبیاء را از نسل اسحاق(ع) معرفی کرده بودند.

«بدین جهت به شما می گویم: ملکوت خداوند زود است که از شما گرفته شود و به امّتی دیگر واگذار گرددکه ثمرة آن را خواهند گرفت».[9]

«اگر شما مرا دوست دارید وصیتهای مرا حفظ نمایید، و من از پدر می خواهم که به شما فرقلیط دیگری دهد تا با شما تا ابد بماند. او روح حقّ است، کسی که عالم توان قبول او را ندارد».[10]

«هر گاه فرقلیطی که من او را از جانب پدر می فرستم نزد شما بیاید، آن روح حق که از جانب پدر آمده است، او برای من شهادت می دهد».[11]

«من به شما بشارت می دهم که رفتن من برای شما سودمند است، زیرا اگر من نروم فرقلیط نزد شما نمی آید. اما اگر بروم، او را به سوی شما می فرستم. چون او بیاید، جهان را بر گناه و عدالت و داوری ملزم خواهد کرد. اما بر گناه؛ زیرا که به من ایمان نمی آورند. اما بر عدالت؛ از آن سبب که نزد پدرم می روم و دیگر مرا نخواهید دید. و بر داوری؛ از آن روی که بر رئیس جهان حکم شده است. چیزهای بسیار دیگری وجود دارد که به شما بگویم ولی شما اکنون تاب تحمّل آن را ندارید. ولی هنگامی که او یعنی روح حق و راستی آمد، شما را به تمامیِ حقّ و راستی هدایت خواهد کرد(به مذهب تامّه و کامله)؛ زیرا او از جانب خود سخن نمی گوید، بلکه به آنچه شنیده است سخن می گوید و از امور آینده به شما خبر خواهد داد. مرا تمجید خواهد نمود، زیرا او هر چه را که از آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد».[12]

در معنای لفظ «فرقلیط» معادل لغت یونانی آن اختلاف شده است. محقّقین معتقدند که اصل یونانی این کلمه «پریکلیتوس» به معنای محمّد و احمد است. ولی مفسرین اناجیل می گویند اصل این کلمه پارکلیتوس(فارقلیط)به معنای کمک کار و تعزیت داده شده است*. در دائره المعارف بزرگ فرانسه، ضمن شرح کلمه «محمّد» آمده است:«محمّد، مؤسس دین اسلام و فرستاده خدا و خاتم پیامبران است. کلمة محمّد از حمد گرفته شده و اشتقاق آن از ماده حمد یحمد به معنای تمجید و تعظیم است. و از امور عجیب این که در اینجا اسم دیگری است که آن هم از حمد مشتق شده و مرادف لفظ محمّد است و آن «احمد» است که به گمان ما، مسیحیان جزیره العرب آن را به جای «فرقلیط» به کار می گرفتند، و احمد به معنای کسی است که مورد ستایش و احترام جدّی واقع شده است، و این ترجمه کلمه پریکلیتوس است که مسیحیان اشتباه کرده و به جای آن پارکلیتوس را به کار گرفته اند. بنابراین، نویسندگان اسلامی گفته اند که مراد از این لفظ، بشارت به ظهور پیامبر اسلام است، و قرآن نیز به این موضوع در سوره صف** اشاره می کند».[13]

*تحریف کنندگان انجیل در نسخۀ یونانی دست بردند و کلمۀ مرادف با احمد را به کلمۀ دیگری تبدیل کردند که به معنای تسلّی دهنده است، ولی خوشبختانه نسخۀ عبری انجیل در دست است که از روی نسخۀ معتبر یونانی مربوط به 350 سال پیش ترجمه شده(در سال 1624 توسط شخصی به نام علز عویر) و در آن به جای فارقلیط، فرقلیط ذکر شده است که عبری شدۀ همان پریکلیتوس است.

**«و(به یاد آورید) هنگامی که عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل، من فرستاده خدا به سوی شما هستم؛ در حالی که تصدیق کننده کتابی که قبل ازمن فرستاده شده (تورات) می باشم و بشارت دهنده به رسولی که بعد از من می آید و نام او احمد است...»- صف؛ 6.

كسانی از مسیحیان لفظ فرقلیط را در تفاسیر خود به «روح القدس» تفسیر كرده اند، ولی با مراجعه به عباراتی كه در انجیل یوحنا دربارۀ فرقلیط آمده، پی خواهیم برد كه با روح القدس سازگاری ندارد، بلكه مقصود از آن، پیامبری است كه در آخرالزّمان ظهور خواهد نمود:

الف)«اگر شما مرا دوست دارید احكام مرا حفظ كنید تا برای شما فرقلیطِ دیگر از جانب پدر طلب كنم كه تا ابد با شما باشد».

ب)«به حقیقت می گویم: همانا رفتن من از میان شما به زودی شما را نفع خواهد داد؛ زیرا اگر من در میان شما باقی بمانم، فرقلیط دیگر به سوی شما نمی آید...»*.

*اشکال دیگر این است که کلمۀ روح القدس در انجیل به صورت مؤنث و کلمۀ فرقلیط به صورت مذکّر آمده است .

در انجیل لوقا نیز مانند انجیل یوحنا به دین اسلام و پیامبر آن اشاره شده است. در آنجا می خوانیم:«و ناگهان با مالکان گروهی از لشگریان آسمانی ظاهر شدند. آنان خدا را تسبیح می کنند و می گویند: ستایش مخصوص خداوند است، در مرتبه های عالی، و بر روی زمین اسلام، و برای مردم احمد است».[14]

چند نکتۀ دیگر:[15]علیرغم شواهد متقن، حتی اگر بپذیریم که فرقلیط(احمد)، فارقلیط(تسلّی دهنده)است، باز نکاتی در این بشارت موجود است که می تواند روشن کند که مقصود از «تسلّی دهنده»، روح القدس نیست، بلکه مقصود پیامبر اسلام(ص) است و کلمۀ «روح القدس» در ترجمه های فارسی و غیره، تبدیل شدۀ همان «روح مقدس»* است:

- روح القدس، فرشتۀ حامل وحی و واسطۀ بین خدا و پیامبران الهی است و آمدن روح القدس مشروط به رفتن حضرت عیسی(ع) نبوده است که وی بگوید:«تا من نروم، او نمی آید».روح القدس پیش از عیسی(ع) نیز بر پیامبران نازل می شده است.

- آنجا که می فرماید:«رفتن من برای شما مفید است زیرا اگر نروم، فرقلیط نزد شما نخواهد آمد»، روح القدس برای انسان مفیدتر از خود حضرت عیسی(ع)نیست. مقام پیامبران الوالعزم بالاتر از روح و فرشتگان است.

- عیسی(ع)فرمود:«او(فرقلیط) بر من شهادت خواهد داد».روح القدس نزد مخالفین به حقانیت عیسی(ع)شهادت نداده است. کسی که به حقانیت عیسی(ع) شهادت داد، حضرت خاتم النبیّین(ص) بود.

- عیسی(ع)فرمود:«او همه چیز را به شما تعلیم خواهد داد و آنچه به شما گفتم به یاد شما خواهد آورد».

- عیسی(ع)فرمود:«و اما بر داوری(حکم می کند)از آن روی که به رئیس این جهان حکم شده است».

* کلمۀ روح القدس در نسخه های اصلی «روح مقدس» بوده است. در ترجمۀ فرانسویِ انجیل به قلم F. la Mennais، در کتاب یوحنا، باب14،بند26، اگر مقصود روح القدس بود، می بایدSaint-asprit می آمد، نه Esprit saint که به معنی روح مقدس است. در دیاتسرون نیز به جای روح القدس، «روح پاک» آمده است.

در کتب مقدس عهدین و به ویژه تورات، آیات فراوانی در مورد پیامبر موعود(ص) و انوار دوازده گانه آمده است که بررسی تمامی آنها نگارش مجلدی جدا می طلبد. به عنوان یک نمونه در تورات می خوانیم:«خداوند از طور سینا آمد، و از ساعیر پرتو افکنی نمود، و از فاران(کوهی در مکه) اعلان وجود می کند»-سفر تثنیه 23/2. آمدن از طور سینا اشاره است به نزول تورات، پرتوافکنی از ساعیر اشاره است به نزول انجیل، و اعلان وجود از فاران اشاره است به نزول قرآن. در كتاب تورات، سرود سلیمان، فصل 5، آیۀ 16 نیز نام حضرت محمد(ص) به صراحت، همراه با پسوند «ئیم» كه نشانۀ هیبت و احترام است آمده است. شایان ذکر است که در فرهنگ لغات برخی زبان های غربی مانند انگلیسی، کلمه پیامبر(prophet) تنها برای حضرت محمد(ص) با حرف بزرگ نوشته می شود(Prophet).

علیرغم تمام تلاش کاهنان یهود برای کتمان آیات تورات دربارۀ پیامبر اسلام(ص)، خداوند بخشهایی از این کتاب را از تحریف ایشان دور نگهداشته است تا فطرت های سلیم در میان اهل کتاب راهی برای هدایت و رستگاری داشته باشند. علمای واقعی یهود و مسیحیت خود به حقانیت اسلام واقفند، اما همانند علمای بنی اسرائیل که مسیح(ع) را شناختند اما وی را تکذیب کرده و کمر به قتلش بستند و محمد(ص) را نیز شناختند و وی را نیز تکذیب نمودند، به سبب منافع دنیوی نمی توانند به حق گردن نهند.

در حدود دویست سال پیش نوجوانی نابغه از مسیحیان ساکن ارومیه که در دوازده سالگی به مقام کشیشی رسیده بود، برای گذرانیدن آموزشهای فشرده کاردینال ها از ایران به واتیکان برده شد و حتی تحت آموزش شخص پاپ قرار گرفت. وی پس از بازگشت به ایران ریاست کل کلیساهای کشور را بر عهده گرفت. اما این جوان پس از پی بردن به حقانیت اسلام و تشیع، به جاه و مقام دنیوی پشت پا زد و مذهب حق را برگزید و نام خویش را به نام «محمد صادق» تغییر داد و سپس به «فخرالاسلام» ملقب شد. وی کتابهایی در دفاع از اسلام به رشته تحریر درآورد که یکی از آنها «بیان الحق» (در چندین جلد) نام دارد. وی در این اثر که یکصد سال پیش چاپ شده است(و اکنون بسیار کمیاب است) بر اساس منابع مسیحیت، بر حقانیت مذهب تشیع استدلال نموده و در جلد چهارم آن مناقبی از پیامبر اسلام(ص) نقل کرده است که حتی در منابع اسلامی وجود ندارد. فخرالاسلام تنها یک نمونه از هزاران عالم اهل کتاب(مسیحی و یهودی) است که به مذهب تشیع تشرف یافته است. معارف شیعه به هر کس که بهره ای از علم و حکمت و دلی خالی از تعصب داشته باشد، برسد تشیع را می پذیرد زیرا که دین فطرت است.

كشف نسخه ای كهن از انجیل برنابا:  اخیراً نسخه ای از انجیل برنابا كه قدمت آن به یكهزار و پانصد سال می رسد و در قبرس(مدفن برنابای مقدس) کشف شده از یک باند قاچاق آثار باستانی به دست آمده است. چنان كه اشاره شد، انجیل برنابا از اناجیلی است که در جریان انجیل سوزی کلیساهای مسیحی از مجموعه انجیل های معتبر حذف و استفاده از آن ممنوع شده بود. نکاتی که در این نسخه از انجیل موجود است آن را از دیگر نسخه های کتاب مقدس ممتاز کرده و سبب مهجور ماندن و البته نابود شدن نسخه های آن توسط نظام کلیسایی در سده های گذشته شده است. این نکات غیر از تضادش با عقاید مسیحیت پولسی شباهت های فراوانی به عقاید اسلامی دارد. به عنوان نمونه در فصل چهل و یکم این انجیل آمده است: «خداوند خود را از نظر پنهان داشت و فرشته میکائیل آنها را از بهشت بیرون راند. هنگامی که آدم به پشت سر خود نگریست، دید كه بالای دروازه بهشت نوشته شده است: لااله الا الله، محمد رسول الله».  در قرن شانزدهم میلادی نیز در ایتالیا انجیلی کشف شده بود که به برنابای مقدس منسوب بود (برخی گزارش ها از وجود این انجیل نیز مربوط به نسخه ای می شد که در سال 383 میلادی در کتابخانه شخصی پاپ وجود داشته است). در طول سالیان متمادی پس از کشف نسخه ایتالیایی انجیل برنابا، کلیسای مسیحی با این استدلال که این انجیل قدمت چندانی ندارد آن را جعلی می خواند. کشف نسخه جدید انجیل برنابا که به قرن پنجم یا ششم میلادی مربوط می شود همه این محاسبات را در هم می ریزد. انتشار خبر کشف این نسخه از انجیل برنابا موجی از نگرانی را در کلیسای مسیحی و به ویژه محافل صهیونیستی به وجود آورده است چرا که این نسخه همه تردیدها درباره اصلی بودن این انجیل را برطرف کرده که این موضوع به معنای در دست بودن یک سند مهم در تأیید عقاید مسلمانان درباره تعالیم مسیحیت اصیل است و این امر موجبات نگرانی شدید صهیونیزم و قدرت های مسیحی را فراهم آورده است. بر اساس گزارش ها، این نسخه در حال حاضر در اختیار ارتش ترکیه است که همین امر با توجه به سیطره لابی های صهیونیستی بر ارتش و نظامیان این کشور، نگرانی ها درباره سرنوشت این سند مهم تاریخی را افزایش داده است.


  1. Malachi ؛ 4:5
  2. John ؛ 1/ 9-6.
  3. john ؛ 3 / 22-20.
  4.  مکاشفات؛ 22 / 6-4.
  5.  لطفاً عنوان «حسین بن علی(ع) در کتاب انجیل» در بخش «دوازده پیشوا» را مطالعه فرمایید.
  6. انجیل برانابا؛ فصل 96.
  7. حقایق قرآنی از انجیل حضرت عیسی(ع) و زبور حضرت داود(ع)؛ مصطفی صدقیانی.پ
  8. انجیل برنابا؛ فصل 208- منبع: حقایق قرآنی از انجیل حضرت عیسی(ع) و زبور حضرت داود(ع)؛ مصطفی صدقیانی.
  9. متی؛ 21 /15-17.
  10. یوحنا؛ 14 /15-17.
  11.  یوحنا؛ 15 /26-27.
  12. یوحنا 16 /15-7.
  13.  دائره المعارف بزرگ فرانسه؛ ج23،ص4174.
  14.  انجیل لوقا؛ 3/14.
  15. چهار مقاله دربارۀ مسیحیت و عهدین؛ هیئت تحریریۀ مؤسسۀ در راه حق.




طبقه بندی: انحرافات و تحریفات در مسیحیت،  مسیحیت، 
برچسب ها: انجیل و بشارت ظهور پیامبر، حواریون حضرت عیسی، پیامبر موعود در انجیل، حضرت محمد(ص) در انجیل،
دنبالک ها: انجیل برنابا و اختلاف آن با دیگر انجیل ها، پولس و انحراف مسیحیت،
ارسال توسط علی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ