تبلیغات
.::فوزالعظیم::. - خلقت انسان و آفرینش جهان
.::فوزالعظیم::.
از دل به دفتر از دفتر به دلها
.:فوزالعظیم:.

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 10 اردیبهشت 1392


بسم الله الرحمن الرحیم



هنگامی كه موجودات و دستگاه های مختلف جهان پهناور هستی را مورد مطالعه قرار می دهیم، می بینیم كه در گوشه و كنار جهان از موجودات بی نهایت ریز گرفته، تا كهكشانها و آسمانهای بی نهایت وسیع، نظم و حسابی دقیق حكم فرماست. سراسر جهان تحت قوانین معینی اداره می شود و میان دستگاهها و پدیده های آن همكاری و هماهنگی حیرت انگیزی برقرار است. هر موجودی در یك خط سیر معین به سوی هدف مشخصی پیش می رود... هر دستگاه و پدیده ای كه چنین باشد نمی تواند معلول تصادف(یعنی علل فاقد شعور و عوامل بـی هدف) باشد. نظم همواره از یك منبع عقل و شعور و علم و هدف و قدرت حكایت می كند. بنابر این، تمام موجودات و دستگاه های كوچك و بزرگ جهان، معلول یك مبدأ بزرگ صاحب علم و قدرت اند كه از روی هدف و اراده از هر جهت مشخصی چرخ های عظیم آفرینش را به گردش در آورده و در پشت دستگاه حیرت آور مجموعة علل و قوانین طبیعت، آفریدگار و خدای دانا و توانا وجود دارد كه سرچشمۀ هستی جهان و پدید آورندۀ سلسلۀ علل و نظم دهندۀ تمام قوانین عالم است



امروزه با پیشرفت علم و دستیابی به گوشه ای از اسرار آفرینش، ایدئولوژیِ ماتریالیزم (مادّیگرایی و انكار وجود خالق ) در غرب تقریباً منسوخ گشته است و انسان غربی به حدی از رشد و تعالیِ علمی و عقلی رسیده است كه از انكار بدیهیات دست كشیده و در برابر اصل وجود خالق به عنوان یک حقیقت مسلّم سر تعظیم فرود آورَد ، اما از آن روی که تشکیلات فراماسونری که در سایه تمدّن غرب را هدایت می کند و انکار خداوند از اصول بنیادین آن است کماکان بر این ایدئولوژی پای می فشارد، ارائۀ توضیح مختصری در مورد آن را خالی از فایده نمی بینیم.


اساس عقاید ماتریالیستها بر این اصول است كه چیزی جز مادّه و آثار آن در عالم وجود ندارد. جهان مجموعه ای است از علل و معلول مادی. و شكل گیری عالم هستی و كل موجودات، معلول اتفاق و تصادف است. آنان می گویند: ما به چیزی ایمان نمی آوریم كه حواس ما بدان دسترسی نیابد، اما آنان به نیروی جاذبه و قوانین آن اعتقاد دارند حال آن كه آن را ندیده اند و تنها آثارش را مشاهده كرده اند. ایشان عقل را قبول دارند، هر چند كه عقل را ندیده اند و بلكه تنها آثارش را مشاهده كرده اند.

«هنگامی كه موجودات و دستگاه های مختلف جهان پهناور هستی را مورد مطالعه قرار می دهیم، می بینیم كه در گوشه و كنار جهان از موجودات بی نهایت ریز گرفته، تا كهكشانها و آسمانهای بی نهایت وسیع، نظم و حسابی دقیق حكم فرماست. سراسر جهان تحت قوانین معینی اداره می شود و میان دستگاهها و پدیده های آن همكاری و هماهنگی حیرت انگیزی برقرار است. هر موجودی در یك خط سیر معین به سوی هدف مشخصی پیش می رود... هر دستگاه و پدیده ای كه چنین باشد نمی تواند معلول تصادف(یعنی علل فاقد شعور و عوامل بـی هدف) باشد. نظم همواره از یك منبع عقل و شعور و علم و هدف و قدرت حكایت می كند. بنابر این، تمام موجودات و دستگاه های كوچك و بزرگ جهان، معلول یك مبدأ بزرگ صاحب علم و قدرت اند كه از روی هدف و اراده از هر جهت مشخصی چرخ های عظیم آفرینش را به گردش در آورده و در پشت دستگاه حیرت آور مجموعة علل و قوانین طبیعت، آفریدگار و خدای دانا و توانا وجود دارد كه سرچشمۀ هستی جهان و پدید آورندۀ سلسلۀ علل و نظم دهندۀ تمام قوانین عالم است». [1]

«چنین نظم دقیق در كیفیت خلقت و ایجاد جنس نر و ماده در جانداران و گیاهان و غرائز در حیوانات و تعادل عجیبی كه در حیات حیوان و نبات برقرار است و هماهنگی بُهت آوری كه در سلسلۀ موجودات مشاهده می شود، با حساب تصاعد احتمالات، محال است از روی تصادف حادث شود».[2]

«مقداری از مواد كه ممكن است در نتیجۀ زیر و رو شدن آنها در كنار یكدیگر(تصادفاً) یك مولكول پروتئین ساخته شود، میلیونها بار بیش از همة موادی است كه سراسر جهان را تشكیل مـی دهد. برای آن كه چنین حادثه ای بر سطح زمین صورت پذیر شود ، تقریباً 10*243 سال یعنی بی نهایت بیلیون سال زمان لازم است».[3]

«یك سلول زنده مركّب از حدود بیست اسید آمینه است كه زنجیره ای متراكم را تشكیل مـــی دهند. نقش این اسید آمینه ها به نوبة خود، به حدود دو هزار آنزیم ویژه بستگی دارد. بیولوژیست ها به این ترتیب محاسبه كرده اند كه احتمال این كه حدود هزار آنزیم متفاوت به گونه ای منظم به هم نزدیك شوند تا یك سلول زنده را بسازند(در جریان تحولی به عمر چندین میلیارد سال) چیزی معادل با 10*1000 در برابر یك است. به عبارت دیگر چنین احتمالی صفر است».[4]

* زیست شناسان اعتقاد دارند که اگر انسان روزی بتواند یک سلول بسازد، این سلول، کارخانه ای خواهد بود به بزرگی یک شهر.

داروین، صاحب تئوری معروف «تبدل انواع»، که عاقبت در برابر فشار نیروها و احساس های فطری و شعور باطن زانو زده در اواخر عمرش نسبت به فلسفه خود بدبین شده و به نیروی ازلی و ابدی الهی معترف شد، در سال 1873 در نامه ای به گروهی از دانشمندان آلمانی چنین نوشت: «...طبع رشید و عقل سلیم كمترین شبهه ای ندارد كه محال است این جهان پهناور با این همه آیات روشن و شواهد متقن با این همه نفوس ناطقه و عقول مفكّره، بر اثر اتّفاق كور و نادان به وجود آمده باشد زیرا تصادف و اتفاق کور هرگز قادر نیست نظام منظّم و سازمان حكیمانه بیافریند. به نظر من این بزرگترین برهان بر وجود ذات اقدس الهی است. جایی كه این برهان ارزنده(برهان نظم و هدف) مورد تأیید علم و منطق است لزومی ندارد پیرامون براهین دیگر برای اثبات وجود خدا بحث كنیم. چه همین برهان كافی است كه بسیاری از اهل فضل و دانش را قانع كند». [5]

«متأسفانه اخلاف داروین به راه انحراف رفته و خداوند و خلقت را انکار کردند. اما پس از مدتی ناچار شدند «الوهیت» خداوند و «آفریدگاری» او را بپذیرند اما کماکان «ربوبیت» را که «پروردگاریِ» خداوند است انکار می کنند و اعتقاد دارند که پس از خلقت، موجودات خود به خود و تصادفاً به مسیر تکامل و شکل گیری کنونی افتادند. داروینیستها بر آزمایش میلر تکیۀ بسیار می کردند که پس از ثبوت بطلان آن از نظر علمی، در اغماء فرو رفته اند! اما متأسفانه(در اثر نفوذ کانون های پنهان قدرت) هنوز این ایده از کتاب های تحصیلی مدارس در غرب حذف نشده و آموزش داده می شود. امروز با پیشرفت علوم، بطلان کاملِ «نظریۀ تکامل» از نظر علمی، ریاضی و احتمالات و حتی از نظر باستان شناسی ثابت شده است. به عنوان نمونه؛ باستانشناسان به این نتیجه رسیده اند که پدید آمدن موجودات زنده در دوران کامبریَن(سیصدمیلیون سال پیش) در اثر یک جهش بوده است. بدین معنی که هزاران موجود زنده ناگهان بر سطح زمین پدید آمده اند که پیش از آن وجود نداشته اند(زیرا هیچ فسیلی از موجودات کمتر تکامل یافته در قبل از دوران کامبرین یافت نشده است) که از این واقعه به عنوان «انفجار کامبرین» یاد می شود. بسیاری از داروینیستها امروز از اعتقاد خود بازگشته اند. به عنوان نمونه، فرد هویل ریاضی دان معروف که خود یک داروینیست بود، امروز به «خلقت» اعتقاد پیدا کرده و می گوید: «احتمال این که موجودی مانند انسان در اثر تکامل به وجود آمده باشد مانند این است که شما تمامی اجزای یک بوئینگ 747 را در خرابه ای ریخته و پس از گذشت یک قرن بگویید که این اجزاء خود به خود در اثر واقعه ای چون باد و طوفان به هم پیوسته و هواپیما را به وجود آوردند». در علوم امروز مانند بیوفیزیک، بیوشیمی، ژنتیک و... عبارتی استفاده می شود با عنوان «پیچیدگیِ کاهش ناپذیر».[6] بنابر این قاعده، به عنوان مثال؛ کل سیستمِ یک «ساعت» در صورت فقدان یک قطعۀ ناچیز، اصلاً کار نخواهد کرد . مایکل دنتون در کتاب «تکامل؛ نظریه ای در بحران» که در سال 1985منتشر شد می نویسد: «برای این که ما واقعاً پیچیدگیِ یک سلول را درک کنیم باید یک سلول را هزاران هزار میلیون مرتبه بزرگ کنیم تا این که به اندازۀ شهری چون نیویورک شود. بعد با بررسی این شهر به این نتیجه می رسیم که نظام آن به قدری پیچیده است که قابل تصوّر نمی باشد. در پیرامون این شهر میلیونها در وجود دارد که 24 ساعته حفاظت می شود و هیچ کس نمی تواند بدون اجازه وارد و خارج شود. با رؤیت این پیچیدگی(و به خصوص با در نظر گرفتن اصلِ «پیچیدگیِ کاهش ناپذیر») تصوّر این که سلول خود به خود یا در اثر تکامل به وجود آمده باشد غیر ممکن است». میکروسکپهای زمان داروین تنها قادر بودند که سلول را مانند یک کیسه ببینند که داخل آن مایعی وجود دارد، و شاید دانشمندان با زحمت زیاد موفق به رؤیت هستۀ سلول نیز می شدند، نه کروموزوم می دانستند چیست و نه دیگر اجزای سلول را... اما امروز با پیشرفت علوم، این نظریات مضحک دیگر خریدار ندارد».[7]


جهان متّفق بر الاهیـــتــــــــــش            فرومانده در كُــنــه ماهیتـــــــــش

        بشر ماورای جلالــــــــــش  نیافت           بصر منتهای كمالـــــــــــش نیـافت        

      نه براوج ذاتـــــش پرد مرغ وهـــم            نه بر ذیل وصفش رســد دســت فهـم

   در این ورطه كشتی فروشـد هــــزار           كه پیدا نـــــــــشد تختـه ای در كنار    

   نه ادراك بر كنه ذاتـــــــــش رسد           نه فكرت به غـــور صفاتــــــش رسد

       ز ذاتــش بجز وی كس آگاه نیـست            در آن جایگه عقــــل را راه نیســـــت{8}



اللهم عجل لولیک الفرج

منابع
  1. از کتاب (آفریدگار جهان)،آیت الله ناصر مکارم شیرازی.
  2. از کتاب (نشانه هایی از او)آیت الله ناصر مکارم شیرازی.
  3. مقاله ی (اثبات وجود خدا)از دکتر خادم الامام.
  4. از کتاب (خدا و علم)ژان گیتون.
  5. از کتاب (منطق خداشناسی)آیت الله میلانی.
  6.  فرد هوبل(مصاحبه شبکه ی ABC news)
  7. قرآن و علم ،دکتر فریدون صحافی-باتلخیص.
  8. سعدی.




طبقه بندی: شگفتی هــا،  خدا شناسی، 
برچسب ها: چگونگی خلقت انسان و موجودات، چهان چگونه خلق شد؟، آیا خداوند وجود دارد؟، چگونگی خلقت موجودات و انسان، اثبات وجود خداوند، خلقت و آفرینش، نحوه ی به وجود آمدن موجودات و جانداران،
ارسال توسط حجت
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ